کد خبر:۴۴۰۵۷۷
شعری از حسین منزوی برای امام جواد (ع)

 بوسیده آستان امام جواد (ع) را

افراشته ولای تو در هشت سالگی/ بر بام آسمان علم دین و داد را / خورشید، فخر از آن بفروشد که هر سحر/ بوسیده آستان امام جواد(ع) را

ای ریخته نسیم تو گل های یاد را


سرمست کرده نفحه ی یاد تو باد را

 

افراشته ولای تو در هشت سالگی


بر بام آسمان علم دین و داد را

 

خورشید، فخر از آن بفروشد که هر سحر


بوسیده آستان امام جواد(ع) را

 

خورشیدِ بی غروب امامت که جود او


آراسته است کوکبه ی بامداد را

 

جود و سخا جواز تداوم از او ستاند


تقوا از او گرفت ره امتداد را

 

آن سر خط سخا که به جود و کرم زده


بر لوح آسمان رقم اعتماد را

 

بیرنگ کرده بددلی دشمنان او


افسانه ی سیاه دلی های «عاد» را

 

تنگ است دل به یاد امام زمان، مگر


بوییم از امام نُهم عطر یاد را

 

وقتی که نیست گل ز که جوییم جز نسیم


عطر بهارِ وحدت و باغِ وداد را؟

 

جز آستان جود و سخایت کجا برم


این نامه ی سیاهِ گناه، این سواد را؟

 

بی یاری شفاعت تو چون کشم به دوش


بار ثواب اندک و جرم زیاد را؟

 

خط امان خویش به ما ده که بشکنیم


دیوارِ امتحانِ غلاظ و شداد را

 

ای آنکه هرگز از درِ جودت نرانده ای


دلدادگان خسته دلِ نامُراد را

 

بگذار تا به نزد تو سازم شفیع خود


جدت امام ساجد زین العباد را

 

تا روز حشر یار غریبی شوی که بست


از توشه ی ولای تو زادالمعاد را

 

شاعر: ‌حسین منزوی

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار